شمس الدين حافظ
907
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
ابيات سخنپرداز فارس ( حافظ ) ، براى چشم ، رنگآميزى . براى گوش ، نغمهانگيزى . براى تن ، لذت جسمانى . براى جان ، سكر روحانى . براى عقل ، پند حكيم . براى دل ، صراط مستقيم است . مى مغانهء او هم مستكنندهء جوان سبكسار است هم بيهوشكنندهء فيلسوف هوشيار . خرابات او ، هم جاى رند است هم مخزن الهام و اسرار . اينست كه در عين بلندى مقام ، بر احوال عارف و عامى تطبيق مىشود : حافظم در محفلى دردى كشم در مجلسى - بنگر اين شوخى كه چون با خلق صنعت مىكنم . « رشيد ياسمى » استاد دانشگاه تهران - از مقالهء « بزرگترين شاعر ايران ، حافظ است » مجلهء مهر - سال دوم - شمارهء دهم - سال 1313 ه . ش . چاپ تهران . : - الف - ( بيت چهارم ) : « چون صبا افتان . . . / وز رياحين و گل استمداد همت مىكنم . » نسخهء 805 هجرى . : - ب - ( قبل از بيت آخر كه نام ديگر آن « مقطع است ) : « خسروا ، اميد اوج جاه دارم زين قِبَلْ * التماس آستانبوسىّ حضرت مىكنم از يمين عرش ، آمين مىكند روح الامين * چون دعاى پادشاه مُلك و ملت مىكنم . » نسخهء 805 هجرى .